مرتضى راوندى
113
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
. . . رسول خدا فرمود : « شما بعد از من به زودى خواهيد ديد كه در كارها تبعيض مىشود و همچنين كارهايى انجام مىگيرد كه شما آن كارها را بد مىدانيد . » صحابه عرض كردند : « در اين وقت تكليف ما چيست ؟ » رسول فرمود : « تكليف شما اين است كه حق آنها را بدهيد و حق خود را از خداوند بخواهيد . » در جاى ديگر مىنويسد « . . . از رسول خدا پرسيدند : اگر امرايى بر ما امارت كنند كه حق خود را مطالبه نمايند ولى حق ما را ندهند چه بايد بكنيم . . . رسول خدا فرمود : از آنها اطاعت كنيد آنها هر كارى بكنند خود مسؤولند » « 41 » در تمام اين اخبار مجعوله مردم به اطاعت از بيدادگران دعوت شدهاند . يكى ديگر از سياستهاى بنى اميه كه معاويه كاملا اجرا مىكرد « . . . اين بود كه دشمنان خود را به جان يكديگر مىانداخت ( شايد سياست اخير كه در قرن بيستم زياد مورد عمل بوده و هست : فرق تسد : تفرقه بينداز و آقايى كن ، مطابق اصول برنامهاى است كه معاويه تنظيم كرد . ) و نتيجهء عمل اين مىشد كه دشمنان او به جان هم مىافتادند و يكديگر را از بين مىبردند و براى او هم ايجاد زحمتى نمىشد . » « 42 » « در همان ايامى كه عدهاى از مسلمانان در فقر و مسكنت گذران مىكردند ، در دربار خلفا و كاخ امراء انواع تجملات موجود بود . در اثر اين مظالم بود كه عدهاى از مردمان باايمان نظير معبد ، غيلان ، و جهم بن صفوان عليه بيدادگريهاى دستگاه خلافت زبان به اعتراض گشودند و جملگى به جرم حقگويى از دم شمشير گذشتند . عبد الله بن هشام السلالى شاعر در حق بنى اميه مىگويد : بقدرى از امويان خشمگين هستيم كه اگر خون آنها را بنوشيم خشم ما فرونمىنشيند ؛ مردم از دست رفتند و بنى اميه مشغول شكار خرگوشند . » « 43 » وضع مردم ايران در زير تسلط خلفاى اموى پس از مرگ يزدگرد در سال 651 ميلادى ( 31 هجرى ) استقلال ايران عملا پايان يافت ، ولى مردم آزاديخواه ايران يكباره تسليم نشدند و همين كه به دورويى و طمعورزى و كذب مواعيد اعراب پى بردند ، تصميم به مقاومت گرفتند . مردم آزادىدوست طبرستان ، ديلم و گيلان در مقابل فاتحان عرب لجوجانه پايدارى كردند و حتى نواحى كوهستانى اين خطه هيچگاه به دست اعراب نيفتاد . در سيستان و تخارستان تا آغاز قرن هشتم ميلادى ، در برابر اعراب ، پايدارى به عمل آمد . در سال 661 ميلادى ( 41 ه . ) دهقانان تخارستان ( ناحيهء بلخ ) به كمك تركان مغرب و چين ، پيروز ، فرزند يزدگرد سوم را ، شاه ايران اعلام كردند . امپراتور چين در قرن هفتم خود مىكوشيد تا آسياى ميانه را مطيع سازد و مايل نبود كه اراضى تحت نفوذ اعراب بيش از اين توسعه پيدا كند ، و بدينسبب خراسان و تخارستان را بر ضد فاتحان عرب يارى مىكرد . « 44 »
--> ( 41 ) و ( 42 ) . دكتر نورى جعفر ، گوشههايى از اسرار تاريخ اسلام ، ترجمهء جعفر غضبان ، ص 76 و 108 . ( 43 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 4 ، ص 139 . ( 44 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 178 .